مطالب نو
به نام خدا - سلام . امروز دوباره اومدم و با مطلبی در مورد روستای ام یعنی پیلابور وبلاگمو به روز کرده ام . امروز می خواهم در مورد خانه های پیلابور با شما صحبت کنم . در دو عکس زیر که از دونمای مختلف از روستا گرفته شده و بسیارم زیبا هستند خانه های پیلابور به طور کلی نشان داده شده اند . تمام خانه های پیلابور دارای اسکلت چوبی می باشند . این خانه ها دارای سقف حلبی می باشند که مانند تمام نقاط شمالی این سقف ها به طور شیروانی ساخته شده اند . سقف خانه های متشکل از دو قسمت است ؛یک قسمت که سقف خانه است و یک قسمت که در واقع زیر شیروانی است و در منطقه به بام معروف است . در بام خانه علف هایی که از چاک (زمین های مرتع گونه ) در تابستان بریده و دسته بندی کرده اند جای گذاری می کنند و در زمستان به دام های خود می دهند . این امر به دلیل کاهش دامداری در این روستا از بین رفته است . نمای داخلی خانه های روستا با گل سفیدی که معدن آن نیز در روستا است تزیین می شود . اما امروزه با پیشرفت زندگی خانه های تازه ساخت دارای نمای سیمانی و نمای داخلی گچی شده اند . دیوار های خانه ها هم از چوب است و و با ریختن گل در بین این چوب ها دیوار را درست می کنند . این ویژگی برای تمام خانه چه تازه ساخت و چه قدیمی ساخت هست . جدید برای دادن نما به سقف خانه ها ،سقف را به اصطلاح منقطه لمپه کوبی می کنند . لمپه کوبی زدن چوب های تزیی به سقف است . دو نمای بالا اولی از راه جنگل و دومی از بالای پیلابور گرفته شده است . ( تابستان 88) به نام خدا - سلام . در پست قبلی می توانید کوروکی این جاده را ببینید .اینجا عکس بالا نمای پیلابور از بزرگترین چاک ( زمین های مرتع گونه ) این روستا است . (بهار 88) به نام خدا - سلام . همان طور که قول داده بودم کوروکی جاده را براتون تهیه کرده ام . منتظر تصاویر جاده هم در پست های بعدی باشید . توجه کنید که جاده ی سیاهکل به پیلابور مثل کوروکی همچنین راست و صاف نیستا ! کلی پیچ و خم داره ؛ مثل تمام جاده های شمال . به نام خدا - سلام . پیلابور متشکل از دو کلمه ی پیلا به معنای بزرگ و بور به معنای بوته می باشد . در گذشته و قبل از احداث این روستا این منطقه پر از بوته های بزرگ بوده که مردم آنها را بریده اند و روستا را احداث کرده اند . مردم در ابتدای ورود در ناحیه ای به نام پیلابور سرا که اکنون محل چراه دامهاست ساکن شدند که به دلیل باد گیر بودن این ناحیه نتوانستند آنجا بمانند و بعد به ناحیه ای به نام کلام کند آمده اند که بسیار خوب بود و دسترسی به آب نداشتند و برای آب باید مسافت زیادی را بپمایند و بعد به محل کنونی پیلابور رفتند که هم از نظر پناهگاه بودن در برابر باد و هم از نظر دسترسی به آب بسیار خوب بود . در پست های بعدی دو ناحیه قبلی هم مطلب می خوانید . پس با ما همراه باشید . عکس بالا از منطقه ای به نام صافلنگه به معنای صافی روی تپه گرفته شده است . (بهار 88) عکس بالا از جاده ی ورودی روستا گرفته شده است .(شاید باور نکنید 88/1/11) عکس بالا از جاده ی ورودی است . (تابستان 87) به نام خدا -سلام . در این وبلاگ می خواهم برای شما روستای زیبای پیلابور را معرفی کنم . تمام ابعاد این روستا را سعی می کنم براتون نمایش بدهم و در موردش مطالب جالبی بنویسم . در ضمن ار تمام برو بچ دیلمان و روستاهای اطراف دعوت می کنم روستاشونو تو این وبلاگ معرفی کنند تا بتونیم یک مرجع درست کنیم . اینم اولین عکس برای شروع به نام خدا - سلام . امروز با مطلب علمی مخصوص مهندسین برق به دنیای مجازی آمده ام . مفهوم PLC چیست؟ همانطور که در پیش اشاره شد PLC مخفف عبارت Programable Logic Controller به معنی کنترل کننده های منطقی قابل برنامه ریزی است. دستگاه PLC را می توان به یک کامپیوتر شبیه دانست اما باین فرق که برای منظور خاصی برنامه ریزی شده است. دستگاهای PLC جایگذینی مناسب برای مدارات فرمان الکتریکی درکلیه فرآیند های صنعتی می باشند، که کنترل فرآیند رابه صورت منطقی انجام می دهند. کنترل منطقی چیست؟ کنترل منطقی عبارت است از کنترلی که دآن صدور فرمانها ،مستلزم براورده شدن یکسری توابع وخواست های منطقی باشد و دستگاه PLC می تواند این نیاز را برطرف کند. میدانیم که قبل از آمدن سیستم های کنترل منطقی ، وظیفه کنترل صنعتی بر عهده مدار های فرمان الکتریکی بوده است ، مدارات الکتریکی مشکلات بسیاری داشتند که PLC ها آنها را رفع نمودند. PLC ها مزایای بسیاری نسبت به مدارات فرمان الکتریکی دارند که ازجمله می توان به موارد زیر اشاره داشت: 1) استفاده ازPLC موجب کاهش حجم تابلو های فرمان و کاهش در هزینه های لوازم وقطعات می گردد. 2)با استفاده از PLC استهلاک مکانیکی قطعات ازبین رفته ، عمر مفید سیستم به اندازه قابل توجهی زیاد می شود 3)دستگاه PLC با جریان و ولتاژهای پایین کار کرده در نتیجه انرژی کمتری مصرف می نماید. 4)سیستم هایPLC در مقابل نویز های الکتریکی و صوتی ایزوله هستند. 5)طراحی مدارها در سیستم های PLC بسیار راحت صورت می گیرد و در صورت نیاز به تغییرات،به آسانی و مدت زمان کم می توان بدون انجام تغییرات در کل مدار، برنامه را عوض کرد. 6)عیب یابی وتهلیل مدارات خیلی راحت صورت می گیرد. 7)سرعت عمل ودقت در انجام مراحل مختلف از خصوصیات مهم سیستم های PLC می باشد. در صنعت دو نوع کنترل موجود است: الف) کنترل سخت افزاری ب)کنترل نرم افزاری قسمت هی اصلی PLC: همان طور که در قبل هم اشاره شد PLC شبیه کامپیوتر است، پس دستگاهPLC ساختمان داخلی شبیه به کامپیوتر معمولی دارد. مانند شکل زیر : 1)واحد ورودی 2)واحد پردازش(CPU) 3)واحد حافظه 4)واحد خروجی وغیره.. مهمترین مشخصه های انتخاب یک PLC 1)تعداد ورودی ها 2)تعداد خروجی ها 3)تعداد فلگ ها 4)تعداد شمارندگان(کانترها) 5)تعداد تایمرها 6)نوع فلگ ها و تایمرها 7)اندازه حافظه 8)سرعت اجرای برنامهSCAN TIME 9)نوع برنامه کاری دستگاه به نام خدا - سلام . روزی مردی با قایقی در دریا گم شد و جزیره ای را پیدا کرد و به آنجا رفت . به نام خدا - سلام . ****************************************** به نام خدا -سلام . امروز بعد دو ماه تعطیلی دوباره وبلاگمو به را ی اندازم . امیدوارم که دوستان دوباره به بازدید وبلاگم بیایند . امروز با چند قطعه ی ادبی که آدمو به تفکر می اندازه به دنیای مجازی آمده ام که تو چند ژست می نویسم . **************************************************** مرد مسنی به همراه پسر 23 سالهاش در قطار نشسته بود. در حالی که مسافران در صندلیهای خود نشسته بودند، قطار شروع به حرکت کرد. به محض شروع حرکت قطار پسر 23 ساله که کنار پنجره نشسته بود پر از شور و هیجان شد. دستش را از پنجره بیرون برد و در حالی که هوای در حال حرکت را با لذت لمس میکرد فریاد زد: پدر نگاه کن درختها حرکت میکنن. مرد مسن با لبخندی هیجان پسرش را تحسین کرد. کنار مرد جوان، زوج جوانی نشسته بودند که حرفهای پدر و پسر را میشنیدند و از حرکات پسر جوان که مانند یک کودک ? ساله رفتار میکرد، متعجب شده بودند. ناگهان جوان دوباره با هیجان فریاد زد: پدر نگاه کن دریاچه، حیوانات و ابرها با قطار حرکت میکنند. زوج جوان پسر را با دلسوزی نگاه میکردند. باران شروع شد چند قطره روی دست مرد جوان چکید. او با لذت آن را لمس کرد و چشمهایش را بست و دوباره فریاد زد: پدر نگاه کن باران میبارد، آب روی من چکید. زوج جوان دیگر طاقت نیاورند و از مرد مسن پرسیدند: چرا شما برای مداوای پسرتان به پزشک مراجعه نمیکنید؟ مرد مسن گفت: ما همین الان از بیمارستان بر میگردیم. امروز پسر من برای اولین بار در زندگی میتواند ببیند. به نام خدا - سلام . (این سایت دارای زیر نویس فارسی برای اکثر فیلم ها است )


پیلابور از مرکز شهرستان 52 کیلومتر ، از مرکز بخش ، 6 کیلومتر و از مرکز دهیاری 3 کیلومتر فاصله دارد که 2 کیلومتر آن خاکی می باشد .. جاده ی متوصله ی پیلابور به سیاهکل کاملا کوهستانی بوده که وجود درختان قد به آسمان کشیده و چمنزار زیبای زیر آنها زیبایی خاصی به این جاده داده است .
در جاده از سیاهکل تا پیلابور باید از روستاهای توتکی ، بالارود ، لونک ، اسپلی ، دیلمان(دارای امامزاده است ) ، باولی (دارای امامزاده است ) قشلاق ، ایشکو ، آقادار(دارای امامزاده است) و خاکشور که لب جاده اند عبور کرد .
البته روستا ها ی دیگری هستند که از لب جاده دورند مثل لور اروشکی و رز دره که با جاده ی اتصال به جاده اصلی به نوعی در این مسیر قرار می گیرند . البته در ادامه در مورد این روستا هم مطلب و عکس می گذارم . در اینجا دوباره از برو بچ این روستا ها تقاضای کمک می کنم. ![]()






اینم داستان که منو به دنیای مجازی برای ثبتش کشونده .واقعا آدمو به فکر می اندازه . تو رو خدا کمی فکر کنید .
****************************************************
وقتی به جزیره رسد هوا طوفان گردید و او برای اینکه از گزند طوفان در امان بماند خود را در پناهگاهی پنهان کرد و از دریچه ی پناهگاه به بیروه نظره گر شد .
طوفان شدید و شدید تر شد. آذرخش ها مثل خورشید ، آسمان پنهان شده ی زیر ابرهای سیاه را روشن می کردند و با صدا هایشان عظمت خدا را به جهانیان می رساندند . قطرات باران هم پیام آور رحمت و قدرت خدا به زمینی ها بودند .
یکی از آذرخش ها از قضا به قایق مرد خورد و آن را خورد کرد . مرد که از دریچه ی پناه گاه نظاره گر این اتفاق بود ؛ آه بلندی کشید و گفت حال چونه خود را نجات دهم . دراین بین فکرش راهی به سوی خدا نیافت .
فردای آن روز طوفان ایستاد و هوا بسیار گرم شد . مرد از درختان اطراف چوب های مورد نیاز برای درست کردن قایقش را تهیه کرد و همه را در یک جا جمع کرد .
بعد ظهر دوباره هوا ابری شد و باران گرفت . این بار آذرخش درست خود به چوب های انباشته و همه را آتش زد طوری که دود این چوب ها تا فرسنگ ها به آسمان رفتند .
مرد که این اتفاق را دید طاقت نیاورد و از پناه گاه بیرون آمد و بلند با خدا گفت :"قایقمو که نابود کردی ، من را در اینجا گیر انداختی؛ چرا چوبامو آتیش زدی ؟ تو چه خدایی هستی که به بنده ات این گونه ظلم می کنی ؟... "
از شدت عصبانیت بیهوش شد و زیر طوفان روی زمین افتاد .
- بیاین اینجا ، اینجاست . زندست .
مرد هوش آمد و با باز و بسته کردن چشمانش سر حال آمد .
-شما ، شما ، اینجا چه می کنید ؟ چه جوری منو پیدا کردید ؟
گفتند :" من از دود ایجاد شده توسط شما فهمیدیم که شما اینجا هستسد و به کمک شما اومدیم .
مرد گفت: "دود ... "
گفتند: "بله "
مرد به فکر رفت و به دریا خیره شد . اشک از گونه هایش جاری شد و در فکر به عظمت و رحمت خدا رسید و از مقایسه ی حکمت خدا با مغز ناقصش پشیمان شد .
اینم داستان مادر که منو به دنیای مجازی برای ثبتش کشونده .واقعا آدمو به فکر می اندازه . تو رو خدا کمی فکر کنید .
مادر من یک چشم داشت . من از او نفرت داشتم ... او مایه ی خجالت من بود .
او برای خانواده برای داشن آموزان و معلملن آشپزی می کرد .
در یکی از روزها در مراسم آغازین مدرسه مادرم اومد و به من سلام گفت .
من خجالت کشیدم . اون چه جوری این کارو با من کرد .
من بهش کم محلی کردم و با نگاهی نفرت انگیز اونو فرستادم و او رفت .
روز بعد یکی از همکلاسی های من به من گفت : "اِاِاِاِاِ ، مادر تو یک چشم دارد !"
من خواستم خودمو خاک کنم . من همیشه دوست داشتم که مادرم از بین بره .
همان روز من مقابل مادرم ایستادم و گفتم : تو تنها باعث خندیدن برای من میشی احمق، چرا نمی میری؟
مادر من جوابی نداد .... .
من حتی یک ثانیه هم صبر نکردم تا ببینم چه به او گفتم ، چون خیلی عصبانی بودم .
من به احساس او بی اعتنا بودم .
من می خواستم اونو از خونه بندازم بیرون و چیزی برای انجام با او نداشتم .
من واقعا سخت درس می خوندم تا با رفتن به سنگاپور برای مطالعه تغییری پیدا کنم . (منظور از دست مادرم راحت شوم .)
در آن موقع من ازدواج کردم . همسرم خانه ای به من داد . من خیلی همسرمو دوست داشتم .
من از زندگی با اون بشیار خوشحال بودم و من به او مهربانی می کردم و به او آرامش می دادم .
در آن موقع یک روز مادر من به دیدار من آمد .
او منو در این سالها ندیده بود و حتی نوه هایشم رو هم ندیده بود .
وقتی که اون کنار در ایستاده بود ، بچه های من به او خندیدن و من برای آمدن دوباره و بی دعوتش روی او فریاد کشیدم .
من سر او فریاد کشیدم " چگون جرات کردی به خانه ی من بیایی و بچه های منو بترسونی ؛ گمشو بیرون ! همین حالا!!!"
در این موقع ، مادر من سریعا جواب داد"اُه ، من متاسفم . من احتمالا آدرسو اشتباهی گرفته ام. " و او از نظر ناپدید شد .
یک روز یک نامه درباره ی گردهمایی مدرسهای آمد به خانه ی من در سنگاپور.
بنابراین به همسرمم دروغ گفتم که " می خواهم بروم به سفر تجاری ."
بعد آن گردهمایی ، من رفتم به کلبه ی قدیمی در بیرون از کاریوسیتی رفتم .
همسایه ها گفت "او مرده ."
من حتی یک دونه اشکم نریختم .
آنها به من نامه ای دادن که او می خواست به من بدهد .
"عزیزترین پسرم، من همیشه به تو فکر می کردم . من متاسفم کهسنگاپور اومدم و بچه هایتوترسونم .
من خیلی خوشحال شدم که تو برای گردهمایی می آی .
من حتی توانایی دیدن تو رو دتو خوابم نداشتم .
من متاسفم که در هنگام بزرگ شدنت برای تو مایه ی خجالت بودم .
تو می بینی ... هنگامی که تو خیلی کوچک بودی ، چشمانت را در تصادف از دست دادی .
مثل یک مدر من نمی تونستم بایستم و ببینم که تو رشد کنی با یک چشم .
بنابراین من به تو معنی دادم .
من پسرمو برای دیدن همه ی جهان برای من در مکان من با آن چشمان مفتخر کرم .
زندگی من برای تو .
مادرت"
برای فهمیدن این روش توپ که براش به دنیای مجازی آمده ام ، مطلب را تا آخر بخوانید .
خیلی وقتها که یک فیلم خوب دستمون میآد ، ولی چون Listening ما خوب نیست ، فیلم هم از نعمت زیرنویس انگلیسی (یا فارسی) محرومه ، چیز خیلی زیادی از فیلم دستگیرمون نمی شه . در اینجا با تکنیکی که یادتون می دهم می تونید فیلمها را با هر زبونی که خواستید (البته اگر وجود داشته باشه) بصورت زیرنویس مشاهده کنید .
اول از همه باید فایل زیرنویس رو که یک فیل متنی هست از اینترنت دانلود کنید. یک راهش استفاده از گوگل هست . با جستجوی عبارت ( "اسم فیلم" + "Subtitle" ) براحتی فایل زیرنویس فیلم را بدست خواهید آورد .توجه کنید که فایلهای زیرنویس پسوندهای متنوعی دارند که معروف ترینشون معمولاً SRT و SUB و SRF و TXT هستش. راه دیگر هم استفاده از سایت زیر است که معمولاً دست رد به سینه تون نمی زنند:
http://divxstation.com/subtitles.asp
قدم بعدی نصب پلاگینی بنام VobSub است. این پلاگین رو از اینجا یا اینجا می تونید بگیرید و نصب کنید( حجمش حدود 700 کیلو بایت است).
حالا اسم فایل زیرنویس رو به اسم فایل فیلمی که می خواهید نگاه کنید تغییر نام بدید؛ مثلاً اگه نا فایل فیلمی که داخل سی دی هست ،Avseq02 میباشد اسم فایل زیرنویس رو هم به همین نام تغییر بدید.سپس این فایل رو داخل فولدری بنام subtitles داخل پارتیشن c هارد کپی کنید،لازم به ذکره که این فولدر پیش فرض این پلاگین است و قابل تغییره ، مثلاً می تونید آدرس Desktop به آدرس پیش فرض Vobsub اضافه کنید.
حالا اگر فیلم با یک Player معمولی مثل windows Player نگاه کنید(یا هر Player که از فیلترهای DirectX استفاده کنه چون خود VobSub از همین دست فیلتر هاست) ،زیرنویس همراه فیلم نمایش داده میشه . اگر به قسمت TrayIcon ویندوز دقت کنید ، یک فلش سبز رنگ میبینید ،که از طریق اون میتونید، تنظیمات خاصی از قبیل اندازه فونت ، رنگ ، محل نمایش ، تاخیر و تقدم را تغییر بدهید.
خوب ، اینها همه اصل ماجراست ولی اشکالاتی هم ممکنه پیش بیاد ، مثلاً اینکه فیلم شما اولش یک تبلیغ داره و اولین جمله فیلم در دقیقه 2:13 شروع میشه ولی زیرنویس اولین جمله رو در دقیقه 1:33 نشون میده!! حالا باید چه کار کرد؟ وحشت نکنید ، پنج دقیقه وقت بذارید مشکل به راحتی حل میشه.با یک مثال عملی توضیح میدم که حسابی شیر فهم بشید:
فرض کنید یک VCD (شامل 2 CD) دارید. نام فایل CD اول Avseq01 ونام فایل فیلم CD دوم هم Avseq02 است. یک فایل زیرنویس شامل کلیه جملات فیلم هم دانلود کردید. فایل زیرنویس هم اصلاً با خود فیلم Mach نیست .(عجب Case ی شد!)
اول از اینجا برنامه Subtitle Workshop را دانلود کنید.
از قسمت File/Load subtitle فایل زیرنویس را باز کنید. از قسمت Movie/Open هم فیلم مورد نظرتون را باز کنید (اگر VCD است باید در قسمت File Name عبارت *.* را تایپ کنید و انتر بزنید تا فایلهای DAT نمایش داده بشوند).
حالا سعی کنید تا یک جمله از اوایل فیلم رو تشخیص بدید ، و این جمله رو در فایل زیرنویس پیدا کنید،با موس جمله رو انتخاب کنید و همانطور که در تصویر می بینید ، روی S کلیک کنید،در پنجره ای که باز میشه Cancel رو بزنید.دوباره از اواسط فیلم (اواسط فایل فیلم اول) یک جمله رو پیدا کنید ،روی همان جمله در زیرنویس کلیک کنید ،مجدداً S رو بزنید ، حالا در پنجره باز شده کلید Adjust رو بزنید. زمان تمام جملات دیگه فایل زیر نویس تغییر کرد ، برای دو جمله دیگه فیلم هم همین کار رو بکنید بهتره هرچند لزومی نداره.
در ضمن چون شما دو فایل فیلم دارید و یک فایل Subtitle باید فایل زیرنویس رو دو تکه بکنید ،بدین ترتیب که در زمانی که فایل فیلم اول تمام میشه (مثلاً دقیقه 57) جملات زیرنویس در همان زمان را CUT کنید و در یک فایل جدید PASTE کنید.مجدداً عمل Synchronization رو برای فایل دوم زیرنویس مشابه بالا انجام بدید
در kmplayer برای رفع تاخیر می توانید در موقع پخش فیلم متن رو با این کلید های میان بر یعنی shift+]و shift+[ تصحیح کنید شاید در ابتدا سخت باشه ولی وقتی با پخش فیلم پیش برید با مشکل چندانی رو به رو نمی شید و این کار بسیار براتون عادی و راحت میشه .البته در بعضی مواقع گرفتن شیفت هم لازم نیست .
برای تنظیم کردن زمان زیر نویس و فیلم هم میتونید از این مسیر برید.
میزان اختلاف زمان رو پیدا کنید
بعد منوی EDIT و زیر منوی Timings و بعدش هم گزینه دوم یعنی set delay پنجره ای باز میشه که میتونید میزان جابجایی مثبت و یا منفی زیر نویس رو تعیین کنید.
برای دین زیر نویس راه راحتری هم است .
برای دیدن زیر نویس ها کافی است که زیر نویسا رو دانلود کنید و در kmplayer در هنگام پخش فیلم مورد نظر راست کلیک کنید و گزینه ی subtitles را باز کیند و بعد load subtitles را انتخاب کنید و بعد در صفحه ی باز شده زیر نویس مربوطه رو انتخاب کنید و open رو بزنید .
در ضمن می توانید برای این کار از میانبر alt+o هم استفاده کنید .
با داشتن kmplayer نیاز به هیچ برنامه ی کمکی نیستسد .
منبع: برگرفته از یکی از بحث های سایت تبیان در گروه ارتباطات و فناوری اطلاعات
| قالب وبلاگ : فقط بهاربیست |

